![]() |
![]() |
|
| کاش همیشه با من بودی |
گفتی که به احترام دل باران باش باران شدم و به روی گل باریدم گفتی که ببوس روی نیلوفر را ازعشق تو گونه های او بوسیدم گفتی که ستاره شو دلی روشن کن من هم چو گل ستاره ها تابیدم گفتی که برای باغ دل پیچک باش بریاسمن نگاه تو پیچیدم گفتی که برای لحظه ای دریاشو دریا شدم و تو را به ساحل دیدم گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش مجنون شدم وزدوریت نالیدم گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز گل دادم و با ترنمت روییدم گفتی که بیا و از وفایت بگذر از لهجه ی بی وفایت رنجیدم گفتم که بهانه ات برایم کافیست معنای لطیف عشق را فهمیدم درحسرت چشم تو دل ماه شکست چشمان هزار غنچه در راه شکست تورفتی و بعد تو دلم مثل بلور افتاد ز برج شوق و ناگاه شکست
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 23 دی1386ساعت 11:29 قبل از ظهر توسط شاهین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من شاهین متولد مهر1367 خوشحالم که شما لطف کردین و به وبلاگم سر زدین09357558387
وقتی بیایی از دریا برایت می گویم که به امید آمدنت چگونه شب را به سحر می رساند از غربت قناری هایی برایت می گویم که بی تو نای خواندن نداشتن وقتی بیایی به تو می گویم که واژه نامه زندگییم پر شده از چشم انتظاری متن زندگییم پر شده از حدیث آبی آمدنت وقتی بیایی به تو می گویم که تنها عشق به آمدنت دلم را زنده نگه داشته نذر کرده ام وقتی آمدی از زنبق ها گردنبندی بسازم و شهر را زیر حریر سبز خیال بپوشانم و دنیا را سرشاراز صداقت قناری ها سازم و با تو از تمام با تو بودن ها سخن بگویم |
|
RSS
|