![]() |
![]() |
|
| کاش همیشه با من بودی |
|
دستم به دامانت مرو آتش مزن بر جان من جانم به قربانت بيا امشب بمان مهمان من سر در گريبانم مرو مشتاق و حيرانم مرو يارا پريشانم مرو بر هم مزن سامان من يک روزی می آيی که من دل کنده ام از جان و تن می جويی ام از پيرهن کو يوسف کنعان من ای نازنين بی وفا دير آمدی حالا چرا؟ ديگر نمی يابی مرا؟ جانا رها کن جان من ديروز و امروزم ببين حال شب و روزم ببين چون شعله می سوزم ببين کو ابر من،باران من
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 14 دی1386ساعت 1:5 بعد از ظهر توسط شاهین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من شاهین متولد مهر1367 خوشحالم که شما لطف کردین و به وبلاگم سر زدین09357558387
وقتی بیایی از دریا برایت می گویم که به امید آمدنت چگونه شب را به سحر می رساند از غربت قناری هایی برایت می گویم که بی تو نای خواندن نداشتن وقتی بیایی به تو می گویم که واژه نامه زندگییم پر شده از چشم انتظاری متن زندگییم پر شده از حدیث آبی آمدنت وقتی بیایی به تو می گویم که تنها عشق به آمدنت دلم را زنده نگه داشته نذر کرده ام وقتی آمدی از زنبق ها گردنبندی بسازم و شهر را زیر حریر سبز خیال بپوشانم و دنیا را سرشاراز صداقت قناری ها سازم و با تو از تمام با تو بودن ها سخن بگویم |
|
RSS
|